تبليغاتX
نگاهی نو به فیزیک هستی - یادداشت شانزدهم - ماهیت نور 3

نگاهی نو به فیزیک هستی

برای کسانی که مایلند از دریچه دیگری به فیزیک نگاه کنند

یادداشت شانزدهم - ماهیت نور 3

     آيا حركت مي تواند خاصيت ذاتي هر يك از مبادي آفرينش باشد يا حركت نتيجه تعلق و تركيب آن دو اصل است ؟ يعني اگر بار الكترون را از آن بگيريم آيا همزمان حركتش را هم گرفته ايم ؟ همانطور كه قبلا هم نوشتيم تمام خاصيت ها و آثار نتيجه تركيب هستند والا مبادي ( ذرات ) بنيادي بخودي خود هيچ اثر و خاصيتي مانند حركت و روشنايي و ميدان و غيره ندارند . پس آنچه ما بعنوان نور و حركت آن در طبيعت مي بينيم حركت نور نيست بلكه زمانبري تعلق نور به ماده است كه از آن تعبير به حركت نور مي كنيم . از آنجايي كه اين تعلق بعلت وضعيت ماده زمانبر است ( البته فعلا ، چون اين زمانبري قابل رفع است ) ، ما آن را با حركت نور اشتباه مي گيريم . والا نور هم مانند جاذبه ، مغناطيس و يا الكتريسيته يك ميدان است ، نه ذره .

     فيزيك ( فيزيكدانان ) كافي است به اين فكر كنند كه وقتي ما براي توجيه يك پديده جديد در حوزه هاي كوانتوم گرفته تا اخترفيزيك مجبور مي شويم تعاريف جديد ارائه كنيم يعني داريم راه غلطي را مي رويم . مثلا وقتي پديده انبساط كرات را مي بينيم براي توجيهش بايد انرژي تاريك تعريف كنيم . براي پديده ديگري بايد ماده تاريك يا مثلا ضد ماده يا اتر تعريف كنيم ، بعد مي آييم ماده اي تعريف مي كنيم كه جرم سكونش صفر باشد ، يا مثلا در حوزه اختر فيزيك سياهچاله تعريف مي كنيم كه هيچ چيز قادر به فرار از جاذبه اش نيست . اين فرضيه سي سال حكمراني مي كند و سپس نظريه پرداز آن ( هاوكينگ ) با خود مي گويد اگر چيزي قادر به فرار از سياهچاله نباشد پس ما اين اطلاعات مربوط به سياهچاله را از كجا داريم ؟ پس اطلاعات توانسته است از سياهچاله فرار كند ، اين سؤال پيش مي آيد كه اصلا سياهچاله اي در كار هست ؟ همه اين تعاريف جديد كه براي توجيه پديده هاي جديد صورت مي گيرد ما را از اصل به وحدت رساندن تئوري هاي توجيه كننده همه پديده هاي آفرينش دور مي كند در حالي كه اين امر بايد اتفاق بيفتد تا فيزيك جهش پيدا كند .

     ببينيد ما وقتي ستاره اي را در فاصله چند ميليون سال نوري مشاهد ميكنيم ، براستي چه چيزي را مشاهد مي كنيم ؟ واقعيت اين است كه داريم چند ميليون سال قبل آن ستاره را مشاهده مي كنيم ، نه وضع فعلي آن را ، يعني ممكن است آن ستاره اكنون مرده باشد . با اين حساب از روي زمين هيچ وقت قادر به ترسيم وضعيت فعلي آفرينش نيستيم . پس مسائلي همچون انبساط يا انقباض آفرينش و يا ثابت كيهاني انيشتين زير علامت سؤال بزرگي قرار دارند . واقعيت اين است كه اصلا اينها نيست ، كائنات به گونه اي ديگر كنار هم چيده شده اند . اين قصه سر دراز دارد ......

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 17:57  توسط سعید نوروزی نژاد  |