یادداشت چهاردهم - ماهیت نور 1
در چند يادداشت بر اثر گذاري اين تعريف از ماده و انرژي در انگارهاي فيزيك مي پردازيم . يكي از اين نقاط تاريك در فيزيك بحث نور و ماهيت آن است . ميدانيد كه دو نظريه در مورد ماهيت نور ميدانداري مي كنند كه يكي بر ماهيت ذره اي و ديگري بر ماهيت موجي آن صحه مي گذارد . حدود هفتاد سال نظريه پلانك در اين عرصه تكتازي مي كرد كه مي گفت همزمان اين دو رفتار از نور قابل مشاهد نيست .
طرفداران نظريه ذره اي بودن نور مجبور به تعريف مفهومي بنام فوتون شده اند كه جرم سكونش برابر صفر است . در مورد سرعت نور نيز آن را سرعت حد در هستي ميدانند كه براي رساندن ذره اي هر چند كوچك ( مثلا الكترون ) به سرعت نور بينهايت انرژي نياز است و بنابراين رساندن سرعت ذرات به سرعت نور محال است و به همين دليل فوتون به عنوان ذره اي با جرم سكون صفر تعريف شده است . سرعت نور پايه تعداد زيادي از تئوري هاي فيزيك شده است كه نسبيت يكي از مهمترين آنهاست و بر اساس آن ، اين سرعت در كميت هاي مكانيك كلاسيك و قوانين حاكم بر آن تغييرات اساسي ايجاد كرده و مكانيك كوانتوم را پايه گذاري كرده است . كوانتيزه بوده اساس فيزيك مدرن است . حال ببينيم اين حرفها با تعريف جديد مبادي بنيادي آفرينش يعني ماده و انرژي چگونه خواهند شد ؟
با اين سؤال شروع مي كنم . آيا فضاي بين زمين و خورشيد پر از نور خورشيد هست يا خير ؟ جواب البته مثبت است . با اين حساب چرا فقط چهره ماه روشن است ؟ با اينكه نور هست چرا بقيه فضا براي ما روشن نيست ؟ پاسخ به اين سؤال در همين واقعيت نهفته است كه نور بدون تعلق به يك جسم مادي نه خودش را نشان مي دهد و نه ماده را و در تعلق ، هم خود و هم ماده را نمايش مي دهد . يعني اثر آن ( روشنايي ) در تركيبش با ماده ظاهر مي شود . با اينكه هست ولي بدون وجود ماده نمايشي ندارد . پس بايد بين نور و روشنايي يك تفاوت اساسي قائل شويم . فيزيك اين دو را با هم اشتباه گرفته است و چون نور را بصورت خالص در اختيار ندارد فكر مي كند روشنايي همان نور است و اين مبناي به خطا رفتن فيزيك در اين زمينه شده است .
ادامه دارد .......
