يادداشت نهم
يك سؤال ؟ اگر ماده اوليه و ابتدايي بر اساس باور فيزيكدانان بجز ابعاد ، محدوديت و جسمانيت ( كه اين دو نيز حاصل همان ابعاد است ) داراي خواص كيفي نيز هست . پس فقدان اين كيفيت ها از كجاست ؟ مثلا اگر ماده اوليه در ذات خود حركت است پس سكون از كجا مي آيد ؟ اگر در ذات خود حيات است موت از كجا مي آيد ؟ و يا اگر در ذات خود رنگ است پس بي رنگي از كجا مي آيد ؟ مگر غير از اين است كه خاصيت ذاتي هرگز ذات را رها نمي كند . پس اگر رنگ و رونق و حيات و حركت خصوصيات ذاتي ماده هستند اين صفات هيچوقت نبايد از ماده سلب شوند ، حال آنكه طبيعت پر است از اين تضادها . موت و حيات ، سكون و حركت ، رنگ و بي رنگي و ....... اساسا تغييرات بر اساس بود و نبود همين كيفيت ها صورت مي گيرد . يكي از دوستان پرسيده تعريف بار چيست ؟ جواب همين است . هر كيفيتي كه عارض بر ماده شود و به آن حيات و حركت بدهد ما اسمش را بار گذاشته ايم . بار حقيقتي غير از ماده است كه به ماده حيات مي دهد ، حركت مي دهد ، رنگ و رونق مي دهد و هر كيفيت ديگري از اين قبيل .
ادامه دارد ......
