يادداشت پنجم
مگر شتاب دهنده ها بر اساس كدام معيار ، ذرات بنيادي را آشكار (detect) مي كنند ؟ آيا جز بر اساس بار الكتريكي آنها ؟ اگر ذره اي فاقد هر گونه بار باشد ، شتاب دهنده ها كه اساس كارشان ميدانهاي الكترومغناطيسي قوي هست قادر به شناسايي آن خواهند بود ؟ البته پاسخ منفي است . يعني قوي ترين شتاب دهنده ها هم هنگامي قادرند يك ذره را شناسايي كنند كه آن ذره داراي حداقل بار الكتريكي باشد تا بر اساس بار و حركت سريع خود در حوزه ميدان شديد الكترومغناطيسي شتاب دهنده تغيير ايجاد كرده و به اصطلاح detect شود . اينجاست كه تعريف فيزيك از ماده به چالش كشيده مي شود !!!!! آيا هر ماده اي بايد داراي حداقل بار باشد ؟ آيا ماده بي بار وجود ندارد ؟ اگر وجود داشته باشد بيشتر تئوري ها يا قوانين فيزيك به هم خواهد ريخت . ديگر تبديل ماده به انرژي بي معنا خواهد بود . جرم ( تكانه ) گمشده غلط خواهد بود . تئوري نسبيت زير علامت سؤال قرار مي گيرد و اگر تعريف ما از ماده اصلاح شود تئوريهاي چهار گانه فيزيك به وحدت مي رسند و منشاء آفرينش رخ مي نماياند . اگر جرم گمشده مورد نظر فيزيك در واكنشهاي هسته اي بار خود را همراه با انرژي اش رها كرده باشد و تبديل به ماده اي كاملا بي بار شده باشد ، كدام سيكلوترون آنرا كشف خواهد كرد ؟ با اين توصيف ، چون سيكلوترون ما قادر به شناسايي آن نشد پس گمشده است ؟ اين قصه سر دراز دارد ...... فيزيك بايد تعريف خودش را از ماده اصلاح كند تا بن بستهايش گشوده شود .
ادامه دارد ...........
