آيا حركت مي تواند خاصيت ذاتي هر يك از مبادي آفرينش باشد يا حركت نتيجه تعلق و تركيب آن دو اصل است ؟ يعني اگر بار الكترون را از آن بگيريم آيا همزمان حركتش را هم گرفته ايم ؟ همانطور كه قبلا هم نوشتيم تمام خاصيت ها و آثار نتيجه تركيب هستند والا مبادي ( ذرات ) بنيادي بخودي خود هيچ اثر و خاصيتي مانند حركت و روشنايي و ميدان و غيره ندارند . پس آنچه ما بعنوان نور و حركت آن در طبيعت مي بينيم حركت نور نيست بلكه زمانبري تعلق نور به ماده است كه از آن تعبير به حركت نور مي كنيم . از آنجايي كه اين تعلق بعلت وضعيت ماده زمانبر است ( البته فعلا ، چون اين زمانبري قابل رفع است ) ، ما آن را با حركت نور اشتباه مي گيريم . والا نور هم مانند جاذبه ، مغناطيس و يا الكتريسيته يك ميدان است ، نه ذره .
فيزيك ( فيزيكدانان ) كافي است به اين فكر كنند كه وقتي ما براي توجيه يك پديده جديد در حوزه هاي كوانتوم گرفته تا اخترفيزيك مجبور مي شويم تعاريف جديد ارائه كنيم يعني داريم راه غلطي را مي رويم . مثلا وقتي پديده انبساط كرات را مي بينيم براي توجيهش بايد انرژي تاريك تعريف كنيم . براي پديده ديگري بايد ماده تاريك يا مثلا ضد ماده يا اتر تعريف كنيم ، بعد مي آييم ماده اي تعريف مي كنيم كه جرم سكونش صفر باشد ، يا مثلا در حوزه اختر فيزيك سياهچاله تعريف مي كنيم كه هيچ چيز قادر به فرار از جاذبه اش نيست . اين فرضيه سي سال حكمراني مي كند و سپس نظريه پرداز آن ( هاوكينگ ) با خود مي گويد اگر چيزي قادر به فرار از سياهچاله نباشد پس ما اين اطلاعات مربوط به سياهچاله را از كجا داريم ؟ پس اطلاعات توانسته است از سياهچاله فرار كند ، اين سؤال پيش مي آيد كه اصلا سياهچاله اي در كار هست ؟ همه اين تعاريف جديد كه براي توجيه پديده هاي جديد صورت مي گيرد ما را از اصل به وحدت رساندن تئوري هاي توجيه كننده همه پديده هاي آفرينش دور مي كند در حالي كه اين امر بايد اتفاق بيفتد تا فيزيك جهش پيدا كند .
ببينيد ما وقتي ستاره اي را در فاصله چند ميليون سال نوري مشاهد ميكنيم ، براستي چه چيزي را مشاهد مي كنيم ؟ واقعيت اين است كه داريم چند ميليون سال قبل آن ستاره را مشاهده مي كنيم ، نه وضع فعلي آن را ، يعني ممكن است آن ستاره اكنون مرده باشد . با اين حساب از روي زمين هيچ وقت قادر به ترسيم وضعيت فعلي آفرينش نيستيم . پس مسائلي همچون انبساط يا انقباض آفرينش و يا ثابت كيهاني انيشتين زير علامت سؤال بزرگي قرار دارند . واقعيت اين است كه اصلا اينها نيست ، كائنات به گونه اي ديگر كنار هم چيده شده اند . اين قصه سر دراز دارد ......
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 17:57  توسط سعید نوروزی نژاد
|
لطفا خيلي دقت كنيد : فيزيك مي گويد ، ميدان الكتريكي با سرعت نور منتشر مي شود ، يعني مثلا اگر همين الان يك گلوله را باردار كنيم ميدان الكتريكي حاصل از آن با سرعت نور در محيط منتشر مي شود ، يا مثلا اگر همين الان نيروگاهي در خوزستان وارد شبكه شود ميدان الكتريكي با سرعت نور در سيم منتشر مي شود تا به تهران برسد .
ميدان مغناطيسي هم همينطور ، اگر همين الان در يك آهنرباي الكتريكي ميدان مغناطيسي ايجاد كنيم اين ميدان با سرعت نور منتشر مي شود . ميدان الكترومغناطيسي يك آنتن و يا ميدان جاذبه جرم هم همينطور ، همه اين ميدانها با سرعت نور منتشر مي شوند . اين واقعيت براي شما چه حقيقتي را تداعي مي كند ؟
اين سرعت مرموز ، واقعيتي بنام ميدان ، اينها چه ارتباطي با هم دارند ؟ كمي فكر كنيد !! همه اينها شما را به يك اصل مي رساند . نور نه ذره است نه موج و اصلا نور حركت ندارد ، آنچه حركت و در نتيجه سرعت دارد چيز ديگري است .
ادامه دارد .......
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 11:15  توسط سعید نوروزی نژاد
|
در چند يادداشت بر اثر گذاري اين تعريف از ماده و انرژي در انگارهاي فيزيك مي پردازيم . يكي از اين نقاط تاريك در فيزيك بحث نور و ماهيت آن است . ميدانيد كه دو نظريه در مورد ماهيت نور ميدانداري مي كنند كه يكي بر ماهيت ذره اي و ديگري بر ماهيت موجي آن صحه مي گذارد . حدود هفتاد سال نظريه پلانك در اين عرصه تكتازي مي كرد كه مي گفت همزمان اين دو رفتار از نور قابل مشاهد نيست .
طرفداران نظريه ذره اي بودن نور مجبور به تعريف مفهومي بنام فوتون شده اند كه جرم سكونش برابر صفر است . در مورد سرعت نور نيز آن را سرعت حد در هستي ميدانند كه براي رساندن ذره اي هر چند كوچك ( مثلا الكترون ) به سرعت نور بينهايت انرژي نياز است و بنابراين رساندن سرعت ذرات به سرعت نور محال است و به همين دليل فوتون به عنوان ذره اي با جرم سكون صفر تعريف شده است . سرعت نور پايه تعداد زيادي از تئوري هاي فيزيك شده است كه نسبيت يكي از مهمترين آنهاست و بر اساس آن ، اين سرعت در كميت هاي مكانيك كلاسيك و قوانين حاكم بر آن تغييرات اساسي ايجاد كرده و مكانيك كوانتوم را پايه گذاري كرده است . كوانتيزه بوده اساس فيزيك مدرن است . حال ببينيم اين حرفها با تعريف جديد مبادي بنيادي آفرينش يعني ماده و انرژي چگونه خواهند شد ؟
با اين سؤال شروع مي كنم . آيا فضاي بين زمين و خورشيد پر از نور خورشيد هست يا خير ؟ جواب البته مثبت است . با اين حساب چرا فقط چهره ماه روشن است ؟ با اينكه نور هست چرا بقيه فضا براي ما روشن نيست ؟ پاسخ به اين سؤال در همين واقعيت نهفته است كه نور بدون تعلق به يك جسم مادي نه خودش را نشان مي دهد و نه ماده را و در تعلق ، هم خود و هم ماده را نمايش مي دهد . يعني اثر آن ( روشنايي ) در تركيبش با ماده ظاهر مي شود . با اينكه هست ولي بدون وجود ماده نمايشي ندارد . پس بايد بين نور و روشنايي يك تفاوت اساسي قائل شويم . فيزيك اين دو را با هم اشتباه گرفته است و چون نور را بصورت خالص در اختيار ندارد فكر مي كند روشنايي همان نور است و اين مبناي به خطا رفتن فيزيك در اين زمينه شده است .
ادامه دارد .......
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 9:48  توسط سعید نوروزی نژاد
|
اگر با سه دليل ارائه شده براي شما اثبات شده باشد كه تعريف فيزيك از ماده و انرژي تعريفي جامع نيست و چالشهاي پيش روي فيزيك ناشي از اين تعريف غلط است ، لازم است بدانيم تعريف ارائه شده تا چه اندازه خواهد توانست به اين ابهامات پاسخ دهد ؟
گفتيم ماده اي كه فيزيك در اختيار دارد يك ماده تركيب شده با يك اصل كيفي است كه تمام خاصيت هاي ماده موجود اعم از جرم و جاذبه و حركت و بار و مغناطيس و روشنايي و هر كيفيت ديگر ناشي از اين تركيب است و ماده به واسطه همين كيفيت هاست كه قابل شناسايي براي فيزيك است . ماده خالص در تعريف جديد خود فاقد هر گونه اثر و كيفيت است ، نه بار دارد كه در ميدان هاي الكترو مغناطيسي كشف شود و نه جاذبه دارد كه در ميدانهاي جاذبه كشف شود ، تنها خاصيت ماده در اين وضعيت ابعاد است كه آن هم در يك بعد خلاصه مي شود . محدوديت و جسمانيت جهان ناشي از محدوديت اين اصل به عنوان يكي از مبادي آفرينش است .
اصل دوم كه در تركيب با ماده كيفيت ها را آشكار مي كند بر خلاف ماده محدود نيست بلكه يك اصل نامتناهي و فاقد ابعاد است ، تركيبش با ماده از نوع تركيب ماده با ماده نيست بلكه از نوع تعلق است مثل تعلق الكتريسيته به وسايل الكتريكي .
اين نوع نگاه به مبادي بنيادي آفرينش ( بجاي جستجوي ذرات بنيادي بايد دنبال مبادي بنيادي باشيم ) اين ادعا را دارد كه مي تواند به همه پرسشهاي فيزيك از كوانتوم گرفته تا اختر فيزيك پاسخ دهد . به تدريج در يادداشتهاي بعدي به اثبات اين ادعاي بزرگ مي پردازيم .
ادامه دارد ......
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم تیر 1385ساعت 15:53  توسط سعید نوروزی نژاد
|
قبل از ادامه روند منظم يادداشتها لازم است توضيح داده شود كه مطالب يادداشتها به هم مرتبط است و هر يادداشت پيش نياز يادداشت قبلي است و هدف هم به چالش كشيدن تعريف فيزيك از ماده و انرژي و ارائه تعريفي جديد از آنهاست . بديهي است كه در مسير اثبات اين ادعا پژوهشهاي آزمايشگاهي چاره ساز نيست بلكه بحثي است كه بصورت نظري اثبات مي شود ، مهم اين است كه آيا دلايل علمي هست يا خير . حال هر اسمي ميخواهيم رويش بگذاريم مهم نيست . فيزيك نظري يا فيزيك فلسفي يا هر چيز ديگري . ديدگاه نويسنده اين است كه علم عبارتست از دانستن هر چيز همانگونه كه هست . بر اين اساس هر دانسته ما علم نيست بلكه شرط علم بودنش درست بودن آن دانسته هاست نه اسم گذاري آن دانسته ، مثلا ما اسم خودمان را ميدانيم ، اين دانسته (Data)علم (Knowledge)است چون درست است ، اما هر ديتايي ، ناولج نيست ( مكانيسم تبديل ديتا به ناولج بحث ديگري است ) ، همانطور كه بر اسم خودمان علم داريم اين علم قابل گسترش است بگونه اي كه هر چيز را همانگونه كه هست خواهيم دانست ، معيار درست بودن يا نبودن هم فعلا و تا وقتي معيار واقعي اثبات نشده است ، فهم مخاطب و منطق حاكم بر تفكر اوست . اگر نوشته ها توانستند اين منطق را به او بقبولانند ، نبايد لجاجت كنيم و به دليل ديگري نپذيريم ، اگر هم نتوانست ممكن است با توضيحات بيشتر اين امر ممكن شود . ( در ارتباط با تعريف علم در آينده بيشتر بحث خواهيم كرد )
تا اينجا سه دليل ارائه شده كه ماده در تعريف فيزيك يك ماده شارژ شده و داراي خاصيت است در حالي كه اين خاصيت ها جزء ماده نبوده و از آن قابل سلب و اثباتند . ماده خالص جز ابعاد و جسمانيت هيچ خاصيت ديگري ندارد و بر همين اساس هم بوسيله هيچ سيكلوتروني قابلDetect شدن نيست . پس دنبال اصل ديگري هستيم كه در تركيب با ماده به آن خاصيت مي دهد . خواص ماده همانند بار ، جاذبه ، دافعه ، نور ، حركت ، مغناطيس يا هر خاصيت ديگري حاصل تركيب دو اصل است كه يكي از آنها ماده است و ما به ماده در اين حالت ماده خالص مي گوييم . حالتي كه در آن حد ماده با حجمش برابر است . در يادداشت بعدي خلاصه اي از آنچه تا كنون بيان شده ارائه مي شود .
ادامه دارد .....
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم تیر 1385ساعت 17:27  توسط سعید نوروزی نژاد
|